ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

132

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

روميان پوشيد و از نزد او چون بيرون شد بر سر پرچمى افراشته داشت كه نقش صليب بر آن ديده ميشد و با انبوهى سپاه كه همراه داشت ، و به افاميه رفت مردم آنجا را در تنگنا قرار داد و آنچه بود بغنيمت ربود و مرد و زن آن ناحيه را اسير كرد ، دزبرى رو به آن بلاد نهاده و مردم از غزو بيزار شده بودند . بيان وحشت ميان بارسطغان و جلال الدوله در اين سال غلام بچگان نزد جلال الدوله اجتماع كردند و به او گفتند : ما از فقر و گرسنگى هلاك شديم ، فرماندهان سپاه نسبت باموال بر تو و بر ما استبداد روا داشته‌اند و اين « بار سطغان و يلدرك » ما را و تو را نيز فقير كرده است . فرماندهان چون اين خبر بشنيدند ، از سوار شدن و رفتن به خدمت جلال الدوله خوددارى كردند ، و متوحش شدند . و غلامان براى آنان پيام فرستادند و مقررى معلوم خود را طلب نمودند و آنها تنگدستى خويش را در انجام اين خواسته عذر آوردند و بمدائن رفتند ، تركان از اين كار پشيمان شدند ، و جلال الدوله مؤيد الملك رخجى و المرتضى و غيرهما را بدنبال آن فرماندهان فرستاد و بازگشتند ، تيره‌گى بين غلامان و جلال الدوله فزونى يافت تا جائى كه غلامان بنا را به غارت فرشهاى خانهء جلال الدوله و آلات و چارپايان او گذاشتند ، جلال الدوله نيمروز بدار الخلافه رفت ، در حالى كه مست بود ، خليفه از حضورش درهم شد و چون آگاه از حال او گرديد ، برايش پيام فرستاد كه بخانه‌اش برگردد و دل خود را پاك سازد ، وى قرپوس زين ببوسيد ، و بدست بر ديوار بماليد و گرد و غبار آن به صورت كشيد و بخانه‌اش بازگشت و عامه نيز با او بودند . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال قاضى القضاة ابو عبد اللّه بن ماكولا ، شهادت ابى الفضل محمد بن عبد العزيز بن الهادى ، و قاضى ابى طيب طبرى و ابى الحسين ابن المقدى را پذيرفت و ابو القاسم بن بشران هم كه پيش از آن ترك شهادت كرده بود ، در محضر قاضى القضاة